تبليغاتX
سلام سوسیالیسم - برداشتن صورتک از چهره کریه ارتجاع وظیفه همه ماست
تا آزادی پلی تکنیکی ها

برداشتن صورتک از چهره کریه ارتجاع وظیفه همه ماست

 

مزدک رهایی

 

"محسنى اژه‌اى سومين و مهمترين طرح دشمنان نظام را ناکارآمد جلوه دادن نظام جمهورى اسلامى و براندازى نرم عنوان کرد و گفت: دشمنان نظام به خصوص آمريکا و انگليس با استفاده از رسانه‌هاى تحت حمايت خود و برخى عناصر داخلى وابسته، اين طرح را پيش گرفته و سعى دارند در جامعه القا کنند دولت نهم و مجلس هفتم ناکارآمد است تا زمينه را براى ورود برخى از عناصر خود به دولت و مجلس آماده سازند در حاليکه در اين توطئه هم موفق نخواهد شد."

اصلاح طلبان حکومتی باید پاسخ دهند ،آیا بازداشت سهیل آصفی، مسعود باستانی و فرشاد قربانپور در راستای این پروژه است ! چرا روزنامه نگاران باید قربانی جنگ قدرت در بین باندهای نظام بشوند ، براستی اصلاح طلبان حکومتی چرا سر خود را همچون کبک در مقابل شکنجه و پروژه اعتراف گیری به زیربرفِ سکوت کرده اند.

 نظام جمهوری اسلامی باید پاسخ دهد که چرا از جمله دستگیر شدگان سهیل آصفی است  که از مخالفان صریح دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران بوده است و اعترافات او به سناریو از پیش طراحی شده چه نتیجه ای برای آنها دارد. آیا زیر سئوال بردن و وادار کردن روزنامه نگار جوانی که به شهادت نوشته های خود از معدود چهره های جوانی است نقش امپریالیسم را در تضاد های دوران دیده و مخالف سیاست های نئولیبرالیستی است به اعترافات از پیش تعیین شده  نشانه ای از به انحراف کشاندن افکارعمومی نیست.

 

امروز با توجه به پرونده دانشجویان امیرکبیر می توان دانست  که دادگاه و قاضی نه در پی مقابله با مجرمین که در پی اثبات مجرم بودن افراد بی گناه است و ازهرتلاشی برای اثبات این امر، حتی اگرغیر انسانی باشد کوتاهی نمی کند. آیا حکومت جمهوری اسلامی می تواند چشم خود را بر روی هزاران چشم که توطئه آشکار او را به تماشا نشسته اند ببندد و بر چشم کارگران و زحمتکشان این میهن خاک بپاشد.

سئوال اینجاست جمهوری اسلامی  که اکنون به مطیع ترین حکومت در اجرای سیاست های بانک تجارت جهانی تبدیل شده است ودر حراج کردن دارایی های عمومی مردم شتابی بی سابقه دارد ،آیا نگران از انقلاب مخملی است. گزینه انقلاب مخملی تاکنون در مقابل حکومت هایی مطرح بوده است که از حداقل استقلال درمقابل امپریالیسم وسیاستهای امپریالیستی برخوردار بوده باشند. نه آنکه خود در راستای اجرای سیاست های نئولیبرالیستی و براندازی نه چندان نرم آینده و سرنوشت مردم پیشگام باشند.

 

 تاریخ روابط بین الملل جمهوری اسلامی نشان داده است که بر خلاف تمام حکومت های انقلابی تا به حال موجود هر جا که منافع حاکمیت به خطرمی افتد این حقوق ابتدایی مردم است که نادیده گرفته شده و ترمز قطار سیاستهای بین المللی نظام برخلاف شعارهای عوام فریبانه به خوبی گرفته می شود و امتیازات رنگارنگ در ترمزهای تاریخی ! به سوزنبانان داده می شود.

 

سئوال دیگراینجاست ،آیا به فرض قبول این گزینه که حاکمیت جمهوری اسلامی در تضادی آشتی ناپذیر با سیاستهای نئولیبرالیستی و منطق امپریالیستی است که البته این بیشتر از باب مزاح و فریب ناآگاهان امکان پذیر است .سیاستهایی که حاکمیت در برخورد با این پدیده در پیش گرفته به رشد و گسترش نظریه انقلاب مخملی دامن می زند یا به بی اثر کردن آن کمک می کند.

 

با نگاهی به واقعیات روزمره ، وضعیت بد اقتصادی و نادیده گرفته شدن حداقل حقوق ابتدایی مردم که حاکمیت به خوبی به آن آگاه است ، به جای درپیش گرفتن سیاست مردمی و تلاش برافزودن توانايي در بهرهوري بهينه از امكانات براي همگان باچشم پوشی  ازمردم و خواسته های واقعی آنها با درپیش گرفتن سیاستی ضد مردمی به  تقویت نهادهای سرکوبگر وبرگزاری مانورهای گردانهای ضد شورش شهری بسيج در سراسر کشور برای مقابله با مردم خود را آماده می کند.

 

 با توجه به اینکه می توان به صورت آشکاری فهميد که آمريکا، حلقه ی محاصره اش را بر ايران روز به روز تنگ تر می کند، با توجه به سفر تسليحاتی وزرای خارجه و دفاع آمريکا به منطقه برای فروش اسلحه به آنان در برابر ايران، جدا کردن عربها از هر نوع همکاری احتمالی با ايران، هماهنگی کنگره و دولت و فشارهای اسرائيل و ورود ناو ديگر آمريکا که همه حکايت از شرايط ويژه می کند اما دولت آن را نادیده می گیرد و شرایط به نظرش چندان ویژه نمی آید! به نظر نمی رسد که سیاست های متناقض در پیش گرفته شده کمکی به حاکمیت کنونی بکند.

 

 بسیجی که برای مقابله با نیروهای متجاوز و نیروهای امپریالیستی تعریف شده بود وبه عنوان هسته های مقاومت مردمی از آن لااقل در تئوری نام برده می شد. امروز بدون هیچ پرده پوشانی به عنوان نیروی سرکوبگر مردم مورد استفاده قرار می گیرد و دولتی که باید تهدید های آمریکا را جدی بگیرد و رویکرد دفاعی مناسب در مقابل آن بگیرد شرایط خود را ویژه نمی داند! مردم را بیشتر از دشمنان خارجی برای خود تهدید فرض می کند .

 

سرکوب کارگران ومعلمان و براندازی نرم خواندن جنبش های اجتماعی آیا فراهم کردن زمینه دخالت نیروهای امپریالیستی و پیاده شدن سیاست های نئولیبرالیستی در قبال آنها نیست.آیا اگر حاکمیت حقوق مردم را به رسمیت بشناسد و اجازه پیگیری منافع آنها را در تشکیلات مستقل بدهد دیگر احتیاجی دارد که اسانلو را برای اعتراف به شرکت در پروژه انقلاب مخملی تحت فشار بگذارد یا روزنامه نگاران و دانشجویان را به شرکت در براندازی نرم متهم و به زور شکنجه به اعتراف وادار کند،به راستی بستن همه دریچه های امید آیا راه را برای دخالت نیروهای امپریالیستی بیشتر باز نمی کند.

 

سئوال ما این است که آیا فعالیت رامین جهانبگلوها ، هاله اسفندیاری زاده ها از چشمان تیز بین وزارت فخیمه اطلاعات پوشیده بوده است وبه صورت ناگهانی کشف شده است!

 آیا اجرای سیاست های نئولیبرالیستی که به بی رحمانه ترین شکل موجود و با سرکوب مخالفین آن تحت نام همین همکاری با نئولیبرال ها در حال اجراست امر پوشیده ای است .متاسفانه بخشی از گرایشات چپ دانشگاهی هم در دام گفتمان حداکثری با توان حداقلی خود افتاده اند و در افشاگریهای طنز گونه رادیکال و کارگری خود آب در هاون حاکمیت می ریزند و بدون داشتن درک واقعی از شرایط عینی و کوچکترین پراتیک تاثیر گذار در زندگی زحمتکشان و کارگران ، بدون کوچکترین عملی که به مخالفت به سیاست های نئولیبرالیستی منتهی بشود سعی درپررنگ خطوط سوسیالیستی خود دارند و از جنبشی تاثیر گذار به جنبشی درخود و برای خود تبدیل شده اند ،رادیکالیسمی که حداکثر به شرکت در گلگشت های کارگری و یا بالا گرفتن پلاکاردهای سرخ رنگ منتهی می شود!

تناقض را ببینید منصور اسانلو مدافع منافع کارگران و روزنامه نگار مخالف دخالت نیروهای بیگانه برای اعتراف به اجرای دستورات بیگانگان تحت فشار قرار می گیرند،آیا جمهوری اسلامی خود باعث مغشوش شدن مرزها نشده است.

 

مستخدمین وزارت فخیمه اطلاعات اگر به دنبال رد پای جهانبگلو ها می گردید بسیار به دوردستها خیره نشوید کافی است نگاهی به سندهای اقتصادی و فرهنگی حکومت جمهوری اسلامی و جای پای خود بی اندازید تا در جای جای آن نقش پررنگ و ننگ نارنجی را ببینید. کافی است به کشتارهای سال های 1360تا 1367وقتل های زنجیره ای نظری بی اندازید تا نقش نیروهای وابسته به امپریالیسم را درسرکوب نیروهای ضد امپریالیست ببینید.

 باید از حاکمیت پرسید دامن زدن به *رادیکالیسم به جهت حذف چه نیروهایی از عرصه امروزه جامعه و پهن کردن فرش سرخ به زیر کدام نیروهاست. باید پرسید این مغشوش کردن مرزها که امروزه توسط حاکمیت و نهادهای اطلاعاتی آن(شريعمتداری ها، الله کرم ها و پورارغندی و فلاحیان ،پور محمدی ها،عسکر اولادی هاو جنتیها) از یک سو و به اصطلاح روشنفکران چپ ستیزی  به مانند( رامین جهانبگلو ، سروش ،احسان نراقی، اکبر گنجی و موسی غنی نژاد، صادق جنان صفت، سعيد ليلاز ، عطريانفر، قوچانی، عباس میلانی ها) و به کمک رسانه هایی شبیه صدای آمریکا در حال انجام است به چه هدفی در حال اجراست و امپریالیسم از این بازی چه نفعی دارد.

 

به صحبت های محسن سازگارا(دلال سابق اسلحه در دوران جنگ ضد میهنی ایران و عراق ،عضو سپاه و اکنون یاری گر مجامع تصمیم گیری آمریکا )نگاهی بی اندازید:

"نمی توان دقیقا پیش بینی کرد که در چه زمانی فشارهای بین المللی با خشونت گرایی داخلی و بحران اقتصادی به اوج تشدید یکدیگر خواهند رسید، اما باید از پاییز امسال منتظر افزایش شیب منحنی حرکت به سوی اوج بحران بود."

 

 سئوال ما از همه نیروهای  مترقی این است آیا باید منتظرماند ، تا دومینوی نیروهای در خدمت امپریالیسم کامل شود.وظیفه ما در مقابل اتفاقات و بحران ها چه می تواند باشد.

 به نظر مارکس وظيفه «روشنفکر انقلابی» اين است که توانايی و قابليت های انتقادی و تحليلی، شناخت روند تاريخی و درک شرايط اقتصادی و اجتماعی واقعی را در جهت تعيين دقيق و بموقع عمل انقلابی به درون جنبش خود بخودی طبقه کارگر ببرد. به نظر مارکس روشنفکر انقلابی بايد آينده نگر باشد، اما، پرولتاريا بعد از يافتن سمت گيری انقلابی، به اين تمايل دارد که از محدوديت های خود فراتر برود و کمتر به امکان شکست توجه نمايد. روشنفکران انقلابی بايد نسبت به «قيام های» زودرس هشيار بوده و قاطعانه عليه شورش های بی موقع و کور عمل نمايند.

آینده نگری ما چه وظایفی را پیش روی ما می گذارد این سئوالی است که همه نیروهای مترقی نسبت به سرکوب ها و بحران ها باید به آن جواب قاطعانه دهند.

 

 

*نظریه علی افشاری در ارتباط با رادیکالیسم:

علی افشاری:‌جنبش دانشجویی ایران باید به رادیکالزم رو آورد (مجله گذار) شرایط حاکم بر کشور [...] زمینه مساعد برای تداوم مشی رادیکال در جنبش دانشجویی هستند. از سویی دیگر، در این شرایط انسداد، رادیکالیسم به شرط اجتناب از توهم خود بزرگ‌بینی، تندروی‌های سطحی و شتابزدگی در مقایسه با راه حل‌های دیگر، از پتانسیل بهتری برای موفقیت جنبش دانشجویی در حصول به خواسته‌های خود برخوردار است. رادیکالیسم ماهیتی ابزار گونه دارد که می‌تواند در خدمت ایدئولوژی‌ها، مرام‌ها و برنامه‌های گوناگون قرار گیرد.

*برای برخورد آماده اند:علی ربیعی از چهره های امنیتی جمهوری اسلامی در جمع دوم خردادي هاي اردبيل http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8605140084يك اقليت بسيار ناچيز به سمت افراطي‌گرايي تند مي روند، اين هم بد است. به اعتقاد من مخالفان بدشان نمي آيد اين جور وضع را ببينند، اولا اكثريت بي‌تفاوت شدند و يك اقليت تند شكل گرفته، من رگه هاي شبيه سوسياليسم را در دانشگاه ها مي بينيم در دوران اصلاحات كم بود ولي حالا قوت گرفته است.

نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 15:15 | لینک  |